با ما تماس بگیرید : 09331181891

رشد و تکامل انسان در زندگی فردی

رشد و تکامل انسان در زندگی فردی
09اکتبر

مسیر رشد و تکامل انسان با شناخت کهن الگوها و اهیمت کوچینگ فردی در طول مسیر زندگی

    در مسیر رشد و تکامل درونی انسان لازم است به آگاهی لازم از کهن الگوها رسید تا جایگاه فعلی خود را بررسی و نسبت به تغییر به سوی تعالی و تکامل اقدام نمود که به ترتیب اشاره ای اجمالی می شود. شروع این مسیر از کهن الگوی کودک معصوم (همان مفهوم و کهن الگوی همه انسان هاست که در ابتدا با آن مواجه می شویم و همواره در بهشت دوران کودکی خود دوست داریم بمانیم و در عین حال از اطرافیان خود انتظار داریم تا دنیای مان جای خوبی برای زندگی آرام و بی دغدغه باشد) می باشد که بایستی از بند وابستگی ها رها و کنده شده تا وارد مسیر رشد و تعالی انسانی شویم یعنی به مرحله یتیم تغییر کنیم (که کهن الگویی است با همراهی درد و رنج و مانند پروانه ای که تلاش زیاد و رنج ترک کردن پیله خود را دارد).

سپس به مرحله جستجوگری یا رهجویی که تنهایی، همراه او خواهد بود و مفهوم زندگی و چرایی زندگی را بایستی جستجو کند و البته این کهن الگو همیشه بایستی مداوم باقی بماند و روحیه جستجوی معنای زندگی را در خود بپرورانیم.

در این مرحله با اقدام در مسیر زندگی و کشف توانمندی ها و ارزش های خود حتی به روش سعی و خطا به شناخت عملکرد خود می پردازیم و چون باید از منطقه امن خود خارج شویم لازم است تا حد کافی چالش پذیر باشیم.

در ادامه به مرحله جنگجو یا رهرو می رسیم که مقابله با ترس ها و موانع پیش رو و تلاش برای بالفعل کردن پتانسیل های بالقوه درونی و البته متعهد ماندن به ارزش های زندگی خود را به دنبال دارد. در مرحله جنگجو حضور یک کوچ کمک می کند تا آگاهی فرد برای شناخت توانمندی ها و ارزش های فردی افزایش یافته تا بتواند خود از موانع پیش رو عبور کند.

سپس در مرحله حامی (که عملا از نتیجه دستیابی به توانایی ها و علاقه ها و بروز و شکوفایی خود که رسالت خود را یافته ایم احساس شادمانی و انگیزه و مفید بودن در درجه اول برای خود و سپس برای دیگران حاصل می شود چرا كه ابتدا حال خود را دریابیم تا بتوانیم عامل انگیزه و حرکت دیگران باشیم. در این مرحله با تسلط بر خود تلاش داریم برای دیگران موثر باشیم.

(یادمان باشد وقتی به دستاوردهای حاصل از مرحله جنگجویی رسیدیم باید ابتدا نسبت به حل مسائل، آگاهی و خرد داشته باشیم و سپس به عنوان حامی برای دیگران باشیم از جمله در شاد کردن و کمک به کشف رسالت و هدف و خواسته دیگران). 

     در ادامه به کهن الگوی بالغ معصوم می رسیم که درست نقطه مقابل کودک معصوم پر مدعا و طلبکار است و در این مرحله به تکامل شگرفی رسیده ایم و فقط از خودمان انتظار داریم و می خواهیم دنیا جای بهتری برای زندگی باشد و همه را در این مسیر هدایت می کنیم. در این بخش احساس رهایی و آگاهی زیادی خواهیم داشت.

     در نهایت به مرحله کهن الگوی جادوگر می رسیم که هم چون شمس تبریزی کلام و رفتارمان نفوذ پذیر شده طوری که مولانا را از بهشت کودک معصوم و ظاهراً خوشبخت به مسیر آوارگی عشق و معرفت و رشد و تعالی رساند.   کتاب اعتراف اثر لئو تولستوی، از این مسیر روایت گری می کند. 

     تجربه بسیار با ارزش این مسیر می تواند این باشد که به رنج و درد نگاه مثبت داشته باشیم و بهره برداری مفیدی از آن داشته باشیم تا باعث رشد و تعالی ما شود. همان طور که در برابر سیلاب خشن می توان سدی ساخت و انرژی و حیات از آن کسب کرد.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.