-
Vahid Majidi
- بدون نظر
- بلاگ, کوچینگ فردی و حرفه ای (سازمانی)
مبانی و اصول کوچینگ
به طور کلی برای مربی گری هر فردی در زندگی شخصی و حرفه ای لازم است اصول اولیه و ابزارهای کوچینگ از جمله هدف گذاری، گوش دادن، پرسش مناسب و به جا، ایجاد اعتماد برای دادن بازخورد به فرد مراجع (کوچی) و پی گیری عملکرد کوچی در دستور کار کوچ قرار گیرد تا با کسب آگاهی نسبت به توانمندی های فرد مورد نظر، شرایط و زمینه لازم برای اقدام و رشد و تعالی کوچی در جهت هدف گذاری مربوطه مهیا گردد.
فهرست مطالب
وظیفه کوچینگ تسهیل گری در رسیدن به اهداف و رسیدن به راه حل مناسب همراه با تغییر رفتار فرد است؛
1. تاریخچه کوچینگ و منشا آن
از نظر ریشه شناسی اصطلاح انگلیسی «کوچ coach» از یک وسیله حمل و نقل گرفته شده است که ریشه خود را از کلمه مجارستانی Kocsi به معنی کالسکه گرفته است که به نام دهکده ای که در آن ابتدا ساخته شده، نامگذاری شده است. اولین استفاده از اصطلاح کوچینگ به معنی مربی در حدود سال ۱۸۳۰ در دانشگاه آکسفورد برای مربی ای که دانش آموز را در امتحان «همراهی می کند» به وجود آمد.
بنابراین مربی گری در اصطلاح برای توصیف فرآیندی که برای انتقال افراد از جایی که هستند به جایی که میخواهند باشند استفاده می شوند. اولین استفاده از این واژه در رابطه با ورزش در سال ۱۸۶۱ انجام شد.
از نظر تاریخی تکامل کوچینگ، تحت تاثیر بسیاری از مطالعات در سایر زمینهها از جمله زمینه های رشد شخصی، آموزش بزرگسالان، روانشناسی (ورزشی، بالینی، توسعه ای، سازمانی، اجتماعی و صنعتی) و دیگر نظریه ها و شیوه های سازمانی یا رهبری قرار گرفته است.
رویکرد تسهیل کنندگی برای مربی گری در ورزش توسط تیموتی گالوی آغاز شد. قبل از این، مربی گری ورزشی، صرفا یک تجربه یادگیری مبتنی بر مهارت از یک استاد در ورزش بود. زمینههای دیگر برای کوچینگ شامل کوچینگ اجرایی و سازمانی، کوچینگ زندگی، مربیگری هوش هیجانی و کوچینگ کسب و کار و غیره است.
2. تعریف کوچینگ یا مربی گری
فدراسیون بینالمللی کوچینگ، کوچینگ را اینگونه تعریف میکند:
همکاری و مشارکت بین کوچ و مراجعه کننده که طی آن مراجعه کننده با استفاده از تفکر عمیق و خلاقیت خود، تواناییهای شخصی و حرفهای خودش را کشف میکند و ارتقا میدهد.
مثال برای کوچینگ: اجازه دادن به شخصی برای یادگیری در حین انجام کار، حتی اگر به معنای ریسک بروز اشتباه باشد. مانند مربی انتخاب رشته تحصیلی و یا مربی انتخاب شغل.
کوچینگ انواع مختلفی دارد اما در همه موارد، هدف آن کمک به فرد در زندگی فردی و حرفه ای است تا برای رسیدن به بهترینِ خود در مقام رهبر، مدیر یا یک شخص، اقدامات لازم انجام گیرد.
3. تفاوت مربی گری با مشاوره، روان درمانی، منتورینگ و آموزشگار
در این قسمت به بررسی تفاوت و جایگاه مشاور، منتور و کوچ در نحوه عملکرد و برنامه ریزی مراجع کننده در طول مسیر زندگی فردی و حرفه ای خود می پردازیم.
به طور کلی مشاور و روان درمانگر، پیش نیاز کوچینگ است و مراجع کننده (مراجع) بعد از دریافت توصیه های تخصصی از سوی مشاور و یا روان درمانگر، به اصلاح رفتارها و باورها و طرز فکر خود نسبت به چالش یا بحران خود در زندگی پی می برد.
درست مشابه یک استاد و متخصص کوهپیمایی، به افراد مبتدی برای کوهنوردی در ابتدای کوه نکات تخصصی گوشزد و توصیه می شود اما بابت به نتیجه رسیدن یا نرسیدن آن راهکار برای مراجع، مسئولیتی نخواهد پذیرفت. اما بعد از شروع مسیر تا قله و رسیدن به اهداف کوتاه مدت تا بلند مدت، کوچ در طول مسیر وارد عمل شده و بدون دادن توصیه های شخصی صرفا به کوچی کمک می کند تا به توانمندی های خود تمرکز داشته و آن ها را بالفعل کند و در طول مسیر از حرکت نیاستد و در عین حال باعث رشد شخصیتی و تجربه مفیدی در کوچی می شود که نسبت به چالش های مسیر چه اقداماتی انجام دهد.
این نوع کوچینگ معروف به کوچینگ تکاملی است که سبب رشد و یادگیری می شود. اما یک منتور فقط در انتهای راه به مراجع مقصد را نشان می دهد و می خواهد مانند او شود و پاسخ سوالات مراجع را می دهد تا به مهارت لازم هم چون منتور دست یابد و جایگزین او شود و ارتباط استاد شاگردی بین مراجع و منتور حاکم است.
یک مراجع در نقش کوچی وقتی می خواهد راهنمایی شود و مورد کوچینگ قرار گیرد شود بهتر از هر کس دیگری به چالش ها و مسائل خود واقف است و مانند یک بیمار که عامل و ریشه بیماری خود را (مثلا علت سرماخوردگی) جلوتر از پزشک یا همان کوچ می داند به شرطی که با کمی تأمل و آگاهی بر همه جوانب موجود نسبت به وجود راهکاری مناسب برای حل مسئله خود اصرار کند و کوچ بدون اینکه اظهار نظر و یا توصیه ای مبنی بر علت سرما خوردگی در بیمار کند فرد کوچی را به کشف راه حل مسأله خود رها می کند و کمک می کند تا کوچی از خودش سوال بپرسد (و دیگه چی؟) تا بتواند جواب های قانع کننده ای پیدا کرده و خود به راه حل مناسب دست یابد تا مسئولیت نتیجه ای که حاصل می شود، بر عهده بگیرد.
بنابراین یک کوچ به کشف سبک زندگی کوچی می پردازد تا برای کوچی آشکار شود ریشه مسائل او در کجاست و خود کوچی به راهکار مناسب برای مسئله خود دست یابد.
4. لایف کوچینگ یا مربی گری زندگی چیست و چه مزایایی دارد؟
روان شناسان معتقدند روح و روان ما، 6 نوع نیاز اساسی دارد:
- اطمینان خاطر (Certainty)
- تنوع (Variety)
- قدر و منزلت (Significance)
- عشق و رابطه (Love and Connection)
- مشارکت (Contribution)
- رشد (Grow)
به طور کلی لایف کوچینگ یا مربی گری فردی در زندگی تلاش می کند تا به نیاز رشد به عنوان یک از نیازهای اساسی انسان پاسخ گو باشد. چرا که انسان از نظر روحی و روانی همواره کمال طلب است و دوست دارد نسبت به تغییر و رشد خود کنجکاوی کند و دارای وضعیت مطلوبی باشد به شرطی که از پس ترس ها و چالش ها و بهانه های محدود کننده ذهنی خود ساخته خارج شود.
به همین منظور یک کوچ زندگی با ارائه مناسب و به موقع بازخورد (بدون هر گونه قضاوت و اظهار نظر در مورد عملکرد کوچی) نسبت به تغییر رویه و اقدامات کوچی واکنش لازم نشان می دهد.
تامین نیازهای روحی و روانی از جمله میل به خلاقیت و رشد و تعالی، از طریق کمک های کوچ، می تواند به موفقیت و رضایت مندی در زندگی کوچی منجر شود.
منظور ما از رشد در اینجا، همان بهتر شدن و پیشرفت کردن است. همه ما دلمان میخواهد انسان بهتری باشیم. از تکرار و درجا زدن بیزاریم. دوست داریم امروزمان نسبت به دیروز، بهتر باشد. هرکدام از ما اهداف و رسالتی بر دوش احساس میکنیم و دلمان میخواهد به آن بالابالاها برسیم…
اما گاهی اوقات، در فرایند «رشد کردن» گاهی بهتر است از دیگران کمک بگیریم. گاهی دچار ابهام و تردید میشویم. برخی اوقات تمرکزمان را از دست میدهیم یا هدفمان را گم میکنیم. زمانهایی پیش میآید که نمیدانیم باید چه کار کنیم و نمیدانیم گام بعدیمان چیست!
معمولا وقتی با فردی قابل اعتماد و البته دارای توانایی کوچینگ از مسائل خود صحبت می کنیم حداقل فایده آن خودآگاهی بر مسئله موجود و داشتن فرصتی برای بازیابی و تامل در وضع موجود است.
در لایف کوچینگ ارتباط دوستانه و تعامل دو طرفه برقرار است به نحوی که کوچ با ارتباط همدلانه سعی در درک فرد مراجع داشته و به مفهوم مشاوره به معنای عام نیست.
در کوچینگ زندگی سعی بر آن است تا فرد در مسیر مناسب خود مطابق توانمندی ها و امکانات و شرایط موجود (بر اساس استراتژی هدفمند) قرار گرفته و هر گونه خارج شدن از مسیر مربوطه توسط کوچ بازخورد داده شود تا با اقدامات مشخصی هدف خود را دنبال کند.
5. فرآیند کوچینگ چگونه صورت می گیرد؟
ابتدا کوچی (مراجع) به کوچ (مربی) مراجعه میکند. آنها با هم قرار برگزاری اولین جلسه که به جلسه آغازین (Intake) معروف است را میگذارند.
در جلسه آغازین، «کوچی» هدفی را که میخواهد به آن برسد مطرح میکند، ضمن اینکه کوچ (مربی) را ارزیابی میکند. منظور از ارزیابی این است که تصمیم میگیرد آیا میتواند با کوچ ارتباط مؤثری برقرار کند؟ آیا از او حس خوبی میگیرد؟ آیا درباره توانمندیهای کوچ دیدگاه مثبتی دارد؟
در واقع بخش بیش تر انرژی کوچینگ صرف ایجاد اعتماد (Gaining Trust) و برقراری ارتباط دوستانه (Relationship Building) می شود. بنابراین طی کردن این مرحله برای کوچینگ بسیار مهم و تعیین کننده است.
کوچ نیز همین ارزیابیها را درباره کوچی انجام میدهد، ضمن اینکه نکات مهم دیگری را نیز درباره او بررسی میکند. آیا این فرد عملگرایی دارد؟ میزان ارادهاش چطور است؟ آیا از نظر وضعیت سلامت روانی در شرایطی است که بتواند فرایند کوچینگ را طی کند؟ آیا اهل اقدام کردن و نتیجه گرفتن است؟ آیا انگیزه کافی برای شروع فرایند لایف کوچینگ را دارد؟
در واقع بررسی وضعیت سلامت روحی فرد مراجع یکی از الزامات برای ورود به مرحله کوچینگ است.
کوچ بر طبق اصول اخلاقی و کاری، وظیفه دارد در صورتی که مطمئن شود به هر دلیلی نمیتواند به کوچی کمک کند، موضوع را به وضوح به او اطلاع بدهد.
در چنین مواردی، کوچی را به یکی از همکاران خود ارجاع میدهد یا اگر مشکل کوچی را ریشهایتر تشخیص دهد، به او پیشنهاد میکند از روانپزشک یا روانشناس کمک بگیرد.
آیا لایف کوچینگ برای همه مناسب است؟
خیر. مثل بقیه خدمات مشاورهای، لایف کوچینگ هم برای همه افراد مفید نیست.
استفاده از لایف کوچینگ برای افراد زیر توصیه نمیشود:
- افرادی که از نظر معیارهای تشخیصی روانپزشکی، در محدوده روانپریش (Psychotic) قرار میگیرند (اختلال افسردگی شدید، اسکیزوفرنی، پارانویا و …)
- افرادی که هدف خاصی را در زندگی دنبال نمیکنند…
- افرادی که بیش از حد قضاوتی هستند و به خودشان فرصت تجربه کردن نمیدهند.
- افرادی که عملگرایی پایینی دارند و دست به اقدام نمیزنند.
- افرادی که توانمندی ذهنی و تحلیلی پایینی دارند (هوش ریاضی و درون فردیشان پایین است).
- افرادی که به دنبال ایجاد تغییر مثبتی در زندگیشان نیستند و به وضعیت فعلی قانعاند.
به طور کلی همه افراد در طول زندگی فردی و حرفه ای خود در کسب و کار و یا سازمانی که مشغول هستند نیاز به بازخورد دارند و به عقیده بیل گیتس همه نیاز به کوچ داریم اما به شرط داشتن ذهنیت رشد به جای طرز فکر و ذهنیت ثابت و باورهای محدود کننده، که جزو مقدمات لازم برای کوچینگ است. .