-
Vahid Majidi
- بدون نظر
- بلاگ, کوچینگ فردی و حرفه ای (سازمانی)
در این قسمت قصد داریم به طور اجمالی با نقش و اهمیت کوچینگ در زندگی فردی و حرفه ای و نیز چگونگی عملیات کوچینگ آشنا شویم.
- در کلیه مطالب حاضر مقصود از کوچ، مربی و یا رهیار می باشد و منظور از کوچی، همان فرد مراجع (کننده) یا رهرو بوده و کوچینگ، همان مربی گری و رهیاری است.
نقش کوچینگ در زندگی فردی و حرفه ای
امروزه با توجه به اهمیت نقش انسان در خلق ارزش در جهان و تمرکز مقوله انسان محوری صنایع و در خدمت آمدن فناوری برای انسان ها شاهد تحولات جدیدی هستیم به نحوی که رقابت بر سر پول و سود، جای خود را به استعداد و خلق ارزش داده است.
در واقع مدیران با پتانسیل بالا تمرکز خود را بر شناسایی افراد با استعداد و توانمند با پتانسیل بالا می گذارند تا به شکوفایی و رشد استعداد آن ها منجر شود.
در این بین نقش پر رنگ مدیران توانمند در خلق ارزش از طریق شناسایی و انتخاب افراد با توانمندی بالا و قرار دادن در جایگاه مناسب است تا به رشد سازمان نیز منجر شود. بنابراین رقابت بر سر استعداد و داده و اطلاعات در جهت هم پوشانی نیازهای اعضای سازمان و محیط می باشد و این تغییر رویکرد سازمان در مقابل اهداف منفعت طلبانه صرفا سود محور و مورد پسند نظام سرمایه داری می باشد.
بنابراین به این طریق با تغییر باور و رویکرد مسئولین ارشد سازمان و توسعه آن به سطوح پایین سازمان، می توان شاهد شکوفایی و رشد خلاقیت اعضای سازمان بود و در نتیجه منجر به تحقق اهداف استراتژیک تدوین شده در سازمان خواهیم بود.
به همین منظور یکی از مهم ترین راهکارهای انگیزه بخش در کلیه سطوح سازمانی ایجاد و توسعه زیرساخت های مربی گری (کوچینگ) می باشد تا با راهنمایی افراد و اعضای سازمان ها به بررسی مسائل به وجود آمده برای افراد و یا اجزای سیستم پرداخته شده و برای حل آن ها، تصمیم گیری لازم برای انتخاب راه کارهای اجرایی اتخاذ گردد تا مانعی برای پیشرفت اجزای دیگر سیستم نشود و نه تنها بهره وری کاهش نیابد بلکه به ارتقای بهره وری در نتیجه افزایش تجربه افراد سازمان در حل مسائل مشابه منجر می شود.
یک قاعده طلایی در مورد مدیران و رهبران این است که مدیران با پتانسیل بالا همواره یک دید و رویای کل نگر نسبت به نقشه راه و چشم انداز سازمان خود دارند و سپس از آن دید کل نگر با مقیاس بزرگ، به جزییات با مقیاس بسیار کوچک و اهداف کوچک شده به عنوان بخشی از آن کل توجه می کنند و وقتی در آن جز کوچک یا هدف کوچک به سر می برند، همزمان دید کل نگر با مقیاس بزرگ تر را به یاد می آورند و به آن جز سیستم، مجدد از بالا نگاه می کنند تا متناسب با رویای بزرگ و دید کلی ذهنی شان شکل گیرد.
بنابراین رهبران بزرگ همواره این تغییر در نگاه و توجه از جز به کل و کل به جز را مدام در برنامه های خود انجام می دهند. این نگاه مدیریت به سازمان یا سیستم تعبیری است از تفکر سیستمی که مرزهای آن قابل تغییر و بسط می باشد تا حداکثر انعطاف پذیری اجزای سازمان با کلیت مدنظر تعریفی فراهم گردد.
وظیفه کوچینگ تسهیل گری در رسیدن به اهداف و راه حل مناسب است.
چگونگی عملیات کوچینگ فردی
عملا مربی کمک می کند تا افراد و تیم ها در سازمان، بهترین راه حل و راهکار مناسب را با سرعت بیش تری برای مسائل خود بدست آورند.
در فرآیند کوچینگ، کوچ نمی گوید راه حل چیست و چگونگی حل آن را ارائه دهد چرا که افراد درگیر در بروز آن مسأله دارای تخصص بیش تری بوده اما ممکن است در مذاکره و تیم سازی و به طور کل هماهنگی بین یکدیگر برای حل مسأله چالش داشته باشند و یا قدرت مذاکراتی بین تیم ها ضعیف باشد در این صورت مربی با همکاری طرفین ایده هایی از طریق تکنیک های معمول (از جمله استخوان ماهی، طوفان فکری، شش کلاه تفکر و مدیریت کیفیت جامع TQM و.. ) به شناسایی و ریشه یابی مسائل می پردازند و نهایتا طرفین درگیر به انتخاب مناسب راه حل مربوطه می پردازند و این ایده ها سریع تر و راحت تر برای طرفین پذیرفته می شود.
فرآیند فوق برای یک کوچ لازم است تا با فراهم آوردن بستر مناسب جهت حل مسائل مراجع، عملکرد فرد به کنش گرایی و چابکی منجر شود و به صورت منفعل، بی تفاوت و غیرفعال رفتار نکرده و با ارزش های مراجع کننده هم راستا باشد. برای مثال ارزش هایی چون داشتن روحیه تیمی و تعهد و تعلق به اعضای خانواده، جامعه یا سازمان، می تواند معنا و عامل انگیزه ای برای مراجع باشد تا برای رسیدن به اهداف کوچک و بزرگ خود در طول مسیر زندگی فردی و حرفه ای، با کمک توانمندی های خود موانع پیش روی خود را با باور و پشتکار لازم پشت سر گذاشته و به وضعیت مطلوب نزدیک شود.